قبله من
چه قدر ساده و آرام،
چه قدر صبور و صمیمی،
تو در من آمیختی.
باور کن تو را در اولین نماز نخوانده جستجو کردم
که هنوز به قنوت گریه نرسیده سلامم دادی.
بعد...
من ماندم و دستان پر دعایی
که به آسمان پر استجابت چشمانت آویخته شد.
اصلا بیا و تو بگو...
تو بگو کدامین سو قبله ی من است!؟
دل من این پرنده ی صحرا آسمانش را در چشمان تو یافته است .
آنها گهواره ی بامداد و ملکوت ستارگانند.
ترانه های من در اعماق آنها گم شده است .
بگذار در آن آسمان در بی کرانگی غمناک آن به پرواز درآیم ىگذار ابر های آن را بشکافم و در آفتاب آن بال بگشایم
تبادل لینک هوشمند برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان میخواهم پرواز کنم و آدرس nadya.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.